محمد ابراهيم آيتى

425

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

در آنجا مسلمانان به زنى از « مزينه » به نام « حليمه » برخورد كردند و او محلّه‌اى از محلّه‌هاى « بنى سليم » را به ايشان نشان داد ، در آنجا شتران و گوسفندان و اسيرانى به دست آوردند ، شوهر « حليمه » نيز از همان اسيران بود ، چون « زيد بن حارثه » به مدينه بازگشت ، رسول خدا آن زن و شوهرش را آزاد كرد . سريّهء زيد بن حارثه به عيص جمادى الآخرهء سال ششم [ 1 ] رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - خبر يافت كه كاروانى از قريش از طرف شام مىرسد . زيد بن حارثه را با صد و هفتاد سوار به جلوگيرى آن كاروان فرستاد ، مسلمانان بر كاروان و هر چه در آن بود دست يافتند و نقرهء بسيارى از « صفوان بن أميّه » به دست ايشان افتاد و عدّه‌اى از أهل كاروان را اسير گرفتند ، از جمله : « أبو العاص بن ربيع » ( شوهر زينب : دختر بزرگ رسول خدا ) « زيد » آنان را به مدينه آورد . « أبو العاص » به همسرش زينب : دختر رسول خدا پناه برد و زينب او را پناه داد ، و پس از نماز بامداد رسول خدا ، در مسجد فرياد كرد كه : من « أبو العاص » را پناه دادم . رسول خدا گفت : من از اين امر بىخبرم و هر كس را پناه دادى ما هم به او پناه مىدهيم و آنچه را از « أبو العاص » گرفته بودند به او بازداد . غزوهء بنى لحيان در ماه جمادى الأولى سال ششم [ 2 ] ابن اسحاق مىگويد : رسول خدا ذى حجّهء ( سال پنجم ) و محرّم و صفر و دو ماه

--> [ 1 ] - ماه شصت و چهارم هجرت . [ 2 ] - ماه شصت و سوم هجرت . ابن سعد و مسعودى آن را در هلال ربيع الاول سال ششم نوشته‌اند ( طبقات ، ج 2 ، ص 78 . التنبيه و الاشراف ، ص 218 . م . ) .